یک شب یک نفر از کنار قبرستون رد میشده میبینه همه مرده ها روی قبرشون نشستن. ازشون میپرسه چی شده.میگن سوالهای شب اول قبر لو رفته.گفتن بیرون بشینید تا از دوباره سوال طرح کنیم.
یه کچله میره سلمونی همه بهش میخندند میگه اومدم آب بخورم ها ها ها
به غضنفر میگن تا حالا به فاک رفتی؟ میگه: نه… ردیف کنین آخر هفته بریم!!
یارو زنش سبزه بوده، سيزده به در ميندازتش بيرون





|
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387 |
نوشته شده توسط محمد موسوی